...
پیرهنم را صاف می کرد
دهانم را می آراست
لهجه ام را به شیرینی باد در می آورد
(وقتی دو برگ صنوبر را بر هم می کشید)
و من از عبورش
از ناخن تا مو
مبعوث شعر تری می شدم...

برچسب: عشق,عشق بازی,عشق النساء,عشق ممنوع,عشق اجاره ای,عشق ودموع,عشق من,عشقم,عشق یعنی,عشق بي پايان,
نویسنده: رضا احمدی